کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ذائل | کلماتور
معانی کلمه : ذائل
تلفظ بین المللی :
/zˈɑʔel/
تلفظ :
[z'A?el]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذئلان
ذائد
ذائق
ذائقه
ذابل
ذال
ذالغ
ذاهل
ذألان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ذایل. [ ی ِ ] ( ع ص ) رجوع به ذائل شود.
ذائل. [ ءِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از ذیل. || درازدنبال : فرس ٌ ذائل ؛ اسبی درازدم. || ذیل ٌ ذائل ؛ خواری. رسوائی. || درع ٌ ذائل ؛ زره درازدامان. || حِلَق ٌ ذائل ؛ حلقه های زره باریک و لطیف مائل بدرازی.
فرهنگ عمید
دارای ذیل، درازدامن، درازدنبال.
فرهنگ فارسی
نعت فاعلی از ذیل . دراز دنبال .
کلمات مرتبط
ذئلان
ذائد
ذائق
ذائقه
ذابل
ذال
ذالغ
ذاهل
ذألان
نظرات