معانی کلمه : دیکته
لغت نامه دهخدا
دیکته. [ ت ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) مطلبی که کسی املا کند و دیگری بنویسد. املاء تقریر؛دیکته ها، أمالی. تقاریر. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ عمید
مطلبی که کسی بگوید و دیگری بنویسد، املا.
فرهنگ معین
(تِ ) [ فر . ] (اِ. ) مطلبی که کسی بخواند و دیگری بنویسد.
فرهنگ فارسی
املائ، مطلبی که کسی بگویدودیگری بنویسد
( اسم ) مطلبی که کسی املاکند و دیگری بنویسد املا .
( اسم ) مطلبی که کسی املاکند و دیگری بنویسد املا .
مترادف و متضاد
تحمیل
املا، درستنویسی
۱. املا، درستنویسی
۲. تحمیل
dictation (اسم)
دیکته، املاء، تلقین
