Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیو بچه

تلفظ بین المللی : /dˈiv batʃtʃˈeː/ تلفظ :‌ [d'iv batStS'e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بچه دو
  • دو بچه کافیست
  • دهو بره
  • هوا دهو بره بیدن
  • کت بده کلاه بده دو قورت و نیم بالا بده
  • دیوبچه
  • ژرژ دو بره بو
  • سیاه بره دو
  • دیوچه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیوبچه. [ وْ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) دیوزاده. بچه دیو. زائیده شده از دیو. دیوزاد :
جهان شد بر آن دیوبچه سیاه
ز بخت سیامک هم از بخت شاه.
فردوسی.
شده ست گورش وسواس خانه ابلیس
در او شده ست بسی دیو و دیوبچه مقیم.
سوزنی.

فرهنگ فارسی

دیو زاده . بچه دیو .

کلمات مرتبط

  • بچه دو
  • دو بچه کافیست
  • دهو بره
  • هوا دهو بره بیدن
  • کت بده کلاه بده دو قورت و نیم بالا بده
  • دیوبچه
  • ژرژ دو بره بو
  • سیاه بره دو
  • دیوچه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات