Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیوان نهادن

تلفظ بین المللی : /dˈivɑn nˈahˈɑdan/ تلفظ :‌ [d'ivAn n'ah'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خار بر دیوار نهادن
  • خار بر سر دیوار نهادن
  • نهان دان
  • دیوان
  • دیوان بیگی
  • دیوان خانه
  • دیوان راندن
  • دیوان سالاری
  • دیوان سیاه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیوان نهادن. [ دی ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) محکمه و دادگاه تشکیل دادن. برپا کردن دیوان. محکمه قضاوت ترتیب دادن : بوسهل دیوانی بنهاد و مردم را درپیچید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 470 ). رجوع به دیوان راندن و دیوان کردن شود. || کنایه از داوری کردن. ( آنندراج ). || دفتر حساب روز قیامت برپا کردن. دیوان روز جزا ترتیب دادن : کرم کن که فردا که دیوان نهندمنازل به مقدار احسان دهند.سعدی....

فرهنگ فارسی

محکمه و دادگاه تشکیل دادن .

کلمات مرتبط

  • خار بر دیوار نهادن
  • خار بر سر دیوار نهادن
  • نهان دان
  • دیوان
  • دیوان بیگی
  • دیوان خانه
  • دیوان راندن
  • دیوان سالاری
  • دیوان سیاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات