دیوان بیگی . [ دی ب ِ ] (اِ مرکب ) نوعی از کبوتران که پر و گلو آنان سیاه باشد و میان و بازو سفید. (غیاث ) (آنندراج ).
دیوان بیگی. [ دی ب ِ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) ( از: دیوان + بیگ + ی نسبت )منصب دار حکومت و رئیس محاکمات شهر. ( ناظم الاطباء ). یکی از هفت عضو جانقی دوره صفویه به اصفهان. دیوان بیگی در دوره صفویه رئیس عدالت و وظایف وی آنچنانکه در تذکرةالملوک م...
فرهنگ عمید
مٲمور مخصوص اجرای احکام و قوانین در عهد صفویه که به بعضی از دعاوی هم رسیدگی می کرد.
دانشنامه آزاد فارسی
دیوان بِیْگیعالی ترین مقام قضایی در دورۀ صفویه . این مقام وظیفه داشت تا متخلفان را در سراسر کشور به مجازات برساند و به چهار خیانت یا اَحداث اربعه، که شامل شکستن دندان ، کورکردن ، تجاوز، و قتل بود، رسیدگی کند. همچنین بر تمامی محاکم شرعی نظارت می کرد و مأمور اجرای تصمیمات و احکام بود. علاوه بر این، رسیدگی به شکایت برضد مقامات عالی رتبه ، سفرای مقیم دربار ایران و اتباع خارجی در حضور وی صورت می گرفت ....
فرهنگ فارسی
( صفت ) رئیس دیوان عدالت ( صفویان و قاجاریان ) رئیس محاکمات شهر . نوعی از کبوتران که پر و گلو آنان سیاه باشد .