Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیوارکوب

تلفظ بین المللی : /divˈɑrkuːb/ تلفظ :‌ [div'ARku:b]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • ساعت دیوارکوب
  • طاقچه دیوارکوب
  • چراغ دیوارکوب
  • دیوار کوب
  • دیوارو
  • دیوارویدئو
  • دیوارک
  • دارکوب زرین پر
  • نوعی کلنگ دارکوب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

دیوارکوب . [ دی ] (ن مف مرکب ) کوبیده به دیوار. دیوارکوفت . کوفته شده بدیوار: جار دیوارکوب ؛ قسمی چراغ که بدیوار نصب کنند. (یادداشت مؤلف ).دو شاخه ٔ دیوارکوب ؛ چراغ پایه داری که بدیوار نصب میکنند. (ناظم الاطباء). ساعت دیوارکوب ؛ ساعت دیواری .

فرهنگ عمید

نوعی چراغ که به‌ دیوار نصب کنند.


کلمات مرتبط

  • ساعت دیوارکوب
  • طاقچه دیوارکوب
  • چراغ دیوارکوب
  • دیوار کوب
  • دیوارو
  • دیوارویدئو
  • دیوارک
  • دارکوب زرین پر
  • نوعی کلنگ دارکوب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات