معانی کلمه : دیر پیوند
لغت نامه دهخدا
دیرپیوند. [ پَی / پِی وَ ] ( ص مرکب ) دارای پیوستگی و اتصال دراز. که پیوستگی و ارتباط قدیم دارد :
کهن دولت چو باشد دیر پیوند
رعیت را نباشد هیچ دربند.نه عیب تست که بیگانه وار میگذری
کسی که زودگسل نیست دیرپیوند است.
کهن دولت چو باشد دیر پیوند
رعیت را نباشد هیچ دربند.نه عیب تست که بیگانه وار میگذری
کسی که زودگسل نیست دیرپیوند است.
فرهنگ فارسی
دارای پیوستگی و اتصال دراز .
