Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیاسه

تلفظ بین المللی : /diˈɑseː/ تلفظ :‌ [di'Ase:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیاره
  • دیاس
  • دیاستاز
  • دیاله
  • دیانه
  • دیسه
  • رنگ دیسه
  • فعالیت دیاستازی
  • کِش دیسه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیاسة. [ س َ ] (ع مص ) دوس . دیاس . به پا کوفتن . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد). خرمن کوفتن . (تاج المصادر بیهقی ). || خوار کردن کسی را. (از اقرب الموارد). || صیقل دادن شمشیر و جز آن . (از اقرب الموارد). روشن کردن شمشیر و جز آن . (المصادر زوزنی ). و رجوع به دوس و دیاس شود.

( دیاسة ) دیاسة. [ س َ ] ( ع مص ) دوس. دیاس. به پا کوفتن. ( منته...

فرهنگ فارسی

دوس . دیاس . بپاکوفتن .

کلمات مرتبط

  • دیاره
  • دیاس
  • دیاستاز
  • دیاله
  • دیانه
  • دیسه
  • رنگ دیسه
  • فعالیت دیاستازی
  • کِش دیسه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات