دیسه . [ س ِ ] (اِ) بمعنی دیس و دس . (انجمن آرا). بمعنی شخص . (برهان ) (ناظم الاطباء).
دیسة. [ س َ ] (ع اِ) بیشه ٔ بسیاردرخت . ج ، دِیَس و دیس . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ).
دیس١#NAME?
یکی از اندامکهای یاختهای محصور در غشا که در یاختههای گیاهی یافت میشود و وظایف کاراندامشناختی متفاوتی مانند سنتز و ذخیرهسازی مواد را بر عهده دارد