Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دوادو

تلفظ بین المللی : /davˈɑduː/ تلفظ :‌ [dav'Adu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ردۀ دودوازده وجهی
  • سنت دودوره ای
  • کد دودویی
  • میان دمادوست
  • دادوبیداد
  • دادوستد
  • دمادوست
  • دورادور
  • رقم دودویی
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دوادو. [ دَ دَ / دُو ] ( اِ مرکب ) دویدن بود به هر طرف از پی هم. ( فرهنگ جهانگیری ) ( آنندراج ) ( برهان ). دوندگی. ( ناظم الاطباء ) : پس ستون این جهان خود غفلت است چیست دولت کاین دوادو با لت است.مولوی.- دوادو کردن ؛ دوندگی کردن. سخت در تلاش و تکاپو بودن : خوی من نیست که بگزافه دوادو کنم و رنج برم... آن چه روزی من است بر من بیاید. ( فیه مافیه ). || دوندگی دائم و در مسافرت بسیار. ( از ناظم الاطباء )...

فرهنگ معین

(دَ دَ وْ ) (ق مر ) ۱ - دوندگی . ۲ - مجازاً سعی ، کوشش .

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) دویدن به هر طرف از پی هم . ۲ - ( صفت ) شخصی که خدمات جزئی به او رجوع کنند و هر ساعت او را پی کاری فرستند

کلمات مرتبط

  • ردۀ دودوازده وجهی
  • سنت دودوره ای
  • کد دودویی
  • میان دمادوست
  • دادوبیداد
  • دادوستد
  • دمادوست
  • دورادور
  • رقم دودویی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات