معانی کلمه : ده دهی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (ریاضی ) = اعشاری
۲. [قدیمی] ویژگی زر و سیم تمام عیار و خالص: پس ز ده یار مبشر آمدی / همچو زرّ ده دهی خالص شدی (مولوی: ۷۰۲ ).
۲. [قدیمی] ویژگی زر و سیم تمام عیار و خالص: پس ز ده یار مبشر آمدی / همچو زرّ ده دهی خالص شدی (مولوی: ۷۰۲ ).
فرهنگ معین
(دَ دَ ) (ص نسب . ) زر و سیم تمام عیار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - ده تا ده تا . ۲ - زر و سیم تمام عیار مسکوکی که ۱٠ / ۱٠ آن فلز اصیل ( طلا یا نقره ) باشد و مخلوط به فلز دیگری نباشد . ۳ - رقمی که ده ده بزرگ یا کوچک گردد اعشاری .
ده ده، ده تا، حساب مقادیریاارقامی که ده دارد، زروسیم تمام عیار، زرخالص، زربی غش، مسکوک تمام
ده ده، ده تا، حساب مقادیریاارقامی که ده دارد، زروسیم تمام عیار، زرخالص، زربی غش، مسکوک تمام
