Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دل زده

تلفظ بین المللی : /delzˈadeː/ تلفظ :‌ [delz'ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دل زدای
  • ناخن به دل زد
  • دلزده
  • مو دزده
  • دلزدگی
  • زبان دزدها و کولی ها
  • دلشده
  • نوبه دزده
  • دلزه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دل زده. [ دِ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) زده دل. بی میل پس از متمایل بودن : منم که دل زده از چیدن گل بوسم لب گزیده تراود ز باغ افسوسم.طالب آملی ( از آنندراج ).- دل زده شدن از چیزی ؛ بی میل گشتن بدان. سر خوردن از آن : پیش از این بود نگاه تو به یکدل محتاج این زمان دل زده زین جنس فراوان شده ای.صائب ( ازآنندراج )....

فرهنگ فارسی

زده دل . بی میل .

کلمات مرتبط

  • دل زدای
  • ناخن به دل زد
  • دلزده
  • مو دزده
  • دلزدگی
  • زبان دزدها و کولی ها
  • دلشده
  • نوبه دزده
  • دلزه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات