Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دلخوری

تلفظ بین المللی : /delxˈori/ تلفظ :‌ [delx'oRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • اظهار شجاعت و دلاوری
  • دلاوری
  • دلاوری کردن
  • دلخور کردن
  • دلخوشی دادن
  • دلخور
  • دلخوشی
  • دلخور شدن
  • درخوری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دلخوری. [ دِ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) رنجیدگی. آزردگی. اندک تألم و تأثر از دوستی یا یکی از کسان و خویشان. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). ملالت. غمگینی. گله. شکایت. نارضایی. اوقات تلخی. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
- دلخوری داشتن از کسی یا چیزی ؛ از او اندکی رنجیده بودن. از او گله مند بودن. از او ناراضی بودن.

فرهنگ عمید

ملالت، رنجیدگی و آزردگی.

فرهنگ معین

( ~. خُ ) (حامص . ) رنجیدگی ، آزردگی .

فرهنگ فارسی

۱ - ملامت غمگینی . ۲ - رنجیدگی آزردگی .

مترادف و متضاد

offense (اسم)توهین، حمله، رنجش، دلخوری، تجاوز، یورش، اهانت، گناه، بزه، تقصیر، لغزش، هجوم، قانون شکنیannoyance (اسم)رنجش، دلخوری، اذیت، ازار، ازردگی، سوزشoffence (اسم)دلخوری، قانون شکنی...

کلمات مرتبط

  • اظهار شجاعت و دلاوری
  • دلاوری
  • دلاوری کردن
  • دلخور کردن
  • دلخوشی دادن
  • دلخور
  • دلخوشی
  • دلخور شدن
  • درخوری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات