معانی کلمه : دفینه
لغت نامه دهخدا
دفینة. [ دَ ن َ ] (ع ص ) پنهان . (منتهی الارب ). آنچه مدفون شود. (از اقرب الموارد). || امراءة دفینة؛ زن پنهان . (منتهی الارب ). زن پوشیده و مستور. (از اقرب الموارد). || درزیر خاک کرده . (دهار). مدفون . || (اِ) گنج . (منتهی الارب ). کنز. (اقرب الموارد). ج ، دَفائن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و رجوع به دفینه شود.
فرهنگ عمید
۱. پنهان.
۲. (اسم ) پول یا چیز دیگری که زیر خاک پنهان کرده باشند، گنج.
۲. (اسم ) پول یا چیز دیگری که زیر خاک پنهان کرده باشند، گنج.
فرهنگ معین
(دَ نِ ) [ ع . دفینة ] (اِ. ) گنج یا پولی که در زمین دفن کرده باشند. ج . دفاین .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مجموعهای از اشیای ارزشمند که در زمین دفن شدهاند
پنهان، پول یاچی دیگرکه زیرخاک پنهان کرده باشند
( اسم ) پول و مالی که در زمین دفن کرده باشند گنجینه جمع دفائن ( دفاین ) .
( اسم ) پول و مالی که در زمین دفن کرده باشند گنجینه جمع دفائن ( دفاین ) .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
کنز، گنجینه، گنج
treasure (اسم)
جواهر، ثروت، گنج، گنجینه، دفینه
treasure trove (اسم)
خزانه، کشف، گنج، دفینه
فرهنگستان زبان و ادب
{hoard} [باستان شناسی] مجموعه ای از اشیای ارزشمند که در زمین دفن شده اند
