دفین .[ دَف ْ ف َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ دف ، که نظام قاری آنرا توسعاً در معنی دفه ، که آلت جولاهان است ، بکار برده : ز چرخ قز آوازه ٔ سوره خاست ز دفین فغان بهر ماسوره خاست . و رجوع به دفه شود.
دفین . [ دَ ] (ع ص ) پنهان . (منتهی الارب ). زیر خاک کرده . (دهار). مدفون . (اقرب الموارد). در خاک کرده . در خاک نهان کرده . ج ، أدفان ،دُفَناء. (منتهی الارب )...
فرهنگ عمید
پنهان شده در زیر خاک، مدفون، زیر خاک رفته.
فرهنگ معین
(دَ ) [ ع . ] (ص مف . ) پنهان شده در زیر خاک ، مدفون .
فرهنگ فارسی
مدفون، زیرخاک رفته، پنهان شده درزیرخاک، ادفان ( صفت ) ۱ - زیرخاک کرده مدفون . ۲ - پنهان کرده . تثنیه دف که نظام قاری آنرا توسعا در معنی دفه که آلت جولاهان است بکار برده .