کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دشمنی-جوی | کلماتور
معانی کلمه : دشمنی جوی
تلفظ بین المللی :
/doʃmˈani dʒˈuːj/
تلفظ :
[doSm'ani dZ'u:j]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
صرفه جویی ناشی از دامنۀ فعالیت
جایگزین درمانی نیکوتینی
فهرست جایزه ها و نامزدی های رابرت داونی جونیور
دشمنی
دشمنی با علم و هنر
دشمنی دیرین
دشمنی کردن
دشمنی افکندن
دشمنی انداختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دشمنی جوی. [ دُ م َ ] ( نف مرکب ) دشمنی جوینده. جوینده دشمنی. خصومت خواه. طالب عداوت :
بدل دشمنی جوی و بد خواه ماست
کز اهریمنی تخمه اژدهاست.
اسدی.
فرهنگ فارسی
دشمنی جوینده . جوینده دشمنی .
کلمات مرتبط
صرفه جویی ناشی از دامنۀ فعالیت
جایگزین درمانی نیکوتینی
فهرست جایزه ها و نامزدی های رابرت داونی جونیور
دشمنی
دشمنی با علم و هنر
دشمنی دیرین
دشمنی کردن
دشمنی افکندن
دشمنی انداختن
نظرات