کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دست-افشانی | کلماتور
معانی کلمه : دست افشانی
تلفظ بین المللی :
/dastˈɑfeʃˌɑni/
تلفظ :
[dast'AfeS,Ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دست افشان
دست افشاندن
دستافشانی
دشت اتشفشانی
دشت آتشفشانی
دست
دست انداختن تقلیدی
دست انداختن شخص
دست انداختن و متلک گفتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
دست افشانی. [ دَ اَ ] ( حامص مرکب ) رقاصی. رقص کردن. || ترک چیزی دادن.
فرهنگ عمید
رقص و نشاط کردن و دست افشاندن.
فرهنگ فارسی
رقاصی رقص کردن یا ترک چیزی دادن
مترادف و متضاد
پایکوبی، رقاصی، رقص، وشت
کلمات مرتبط
دست افشان
دست افشاندن
دستافشانی
دشت اتشفشانی
دشت آتشفشانی
دست
دست انداختن تقلیدی
دست انداختن شخص
دست انداختن و متلک گفتن
نظرات