کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دستا-کرد | کلماتور
معانی کلمه : دستا کرد
تلفظ بین المللی :
/dastˈɑ kˈard/
تلفظ :
[dast'A k'aRd]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بی دست و پا کرد
با دست عمل کردن
با دست نوازش کردن
با سر و دست اشاره کردن
با کف دست لمس کردن
باحیله پیش دستی کردن
از دست باز کردن
به صورت دسته حرکت کردن
پیش دستی کردن بر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دستاکرد. [ دَ ک َ ] ( اِ مرکب ) دسته اره. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دستاگرد شود.
فرهنگ فارسی
دست. اره
کلمات مرتبط
بی دست و پا کرد
با دست عمل کردن
با دست نوازش کردن
با سر و دست اشاره کردن
با کف دست لمس کردن
باحیله پیش دستی کردن
از دست باز کردن
به صورت دسته حرکت کردن
پیش دستی کردن بر
نظرات