کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : پیش دستی کردن بر
تلفظ بین المللی :
/pˈiʃdˈasti kˈardan bˈar/
تلفظ :
[p'iSd'asti k'aRdan b'aR]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
باحیله پیش دستی کردن
دست پیش کردن
پیشدستی کردن
پیش دستی
پیش دستی 1
پیش دستی 2
پیشه دستی
ماشین بذر پاش دستی
پیش دست
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
forestall
(فعل)
سبقت جستن، پیش گویی کردن، پیش افتادن، پیش دستی کردن بر، پیش جستن بر
outreach
(فعل)
توسعه یافتن، پیش دستی کردن بر، برتری یافتن
کلمات مرتبط
باحیله پیش دستی کردن
دست پیش کردن
پیشدستی کردن
پیش دستی
پیش دستی 1
پیش دستی 2
پیشه دستی
ماشین بذر پاش دستی
پیش دست
نظرات