درد دل. [ دَ دِ دِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) دردی که در قلب ایجاد می شود. وجع قلب. || در تداول عوام ، درد شکم. دل درد : یار من شکرلب و گل روی و من در درد دل گر کند درمان این دل زآن گل و شکر سزد.سوزنی.- درد دل گیرد مرا ؛در مورد قسم گویند: اگر چنین باشد درد دل بگیرد مرا؛ دلم درد کند. ( آنندراج ) : زاهد این تقوی و پرهیز تو بی تزویر نیست درد دل گیرد مرا گر درد دین گیرد ترا.مخلص کاشی ( از آنندراج ). ...