درد دل کردن.[ دَ دِ دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زاری کردن. ( غیاث ). زاری نمودن و درد دل گفتن و خالی کردن. ( از آنندراج ).اندمه نزد کسی داشتن. گفتن و شرح کردن کسی دیگری راغم و اندوه و ناگواری های زندگی خود یا پیش آمدن ناملائمی را. غمهای خود را برای دوستی گفتن بی چشم غمگساری. غم و اندوه خود را شرح دادن بی قصد استمدادی. غم و شادی بگفتن. نالیدن. بنالیدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). غم و غصه خود را بازگو کرد...