Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دردم

تلفظ بین المللی : /dˈardam/ تلفظ :‌ [d'aRdam]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضاد
  • دَردُم بِ میا
  • کوین هارت به دردم بخند
  • شکم دردمند
  • دردمند
  • دردمندی
  • دردمیدن
  • دردمن
  • دردمند بودن
  • دردمندان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دردم . [ دِ دِ ] (ع ص ) زنی که به شب آمد و رفت نماید. || ناقة دردم ؛ شتر ماده ٔ کلان سال ، و میم آن زائد است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ویا ماده شتری که دندانهای او به «دردر» و ریشه ٔ آن رسیده باشد. (از منتهی الارب ). و رجوع به درداء شود.

دردم . [ دَ دَ ] (ق مرکب ) فوراً. فی الفور. درزمان . درساعت . دروقت . همان دم . حالی . بی درنگ . برفور : نگ...

فرهنگ عمید

در‌حال؛ فی‌الحال؛ فوری؛ فوراً؛ بی‌درنگ.

مترادف و متضاد

آنی، بلافاصله، فوراً، فیالفور


کلمات مرتبط

  • دَردُم بِ میا
  • کوین هارت به دردم بخند
  • شکم دردمند
  • دردمند
  • دردمندی
  • دردمیدن
  • دردمن
  • دردمند بودن
  • دردمندان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات