Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درازقد

تلفظ بین المللی : /darˈɑzq1ad/ تلفظ :‌ [daR'Azq1ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • علی اباد درازدره
  • میمون درازدست
  • درازدست
  • درازدستی
  • تغییر درازمدت مغناطیسی
  • درازدره
  • علی آباد درازدره
  • درازدامان
  • درازدامن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

درازقد. [ دِ ق َ ] ( ص مرکب ) که قدی دراز دارد. طویل القد. درازقامت. بلندبالا. بلنداندام :
آنچه کوتاه جامه شد جسدش
کردم از نظم خود درازقدش.
نظامی.
عَشَنَّق ؛سبک و کم گوشت درازقد. ( از منتهی الارب ). عَیْهَمی ؛ سطبر درازقد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

بلندقامت، بلندبالا، درازبالا.

فرهنگ فارسی

( صفت ) بلند بالا بلند اندام بلند قامت دراز کار . ( صفت ) ۱ - شخصی است که مرتکب کارهایی شود که از حد ورتبه او زیاد باشد . ۲ - آنکه سخنان لاف و گزاف گوید .

کلمات مرتبط

  • علی اباد درازدره
  • میمون درازدست
  • درازدست
  • درازدستی
  • تغییر درازمدت مغناطیسی
  • درازدره
  • علی آباد درازدره
  • درازدامان
  • درازدامن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات