Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دراز

تلفظ بین المللی : /dˈerɑz/ تلفظ :‌ [d'eRAz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • دِراز
  • دراز سر
  • دراز شدن
  • دراز شدنی
  • دراز شدگی
  • دراز عمر
  • دراز عمری
  • دراز مدت
  • دراز نشو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

دراز. [ ] (اِخ ) قریه ای است به بحرین . (یادداشت مرحوم دهخدا).

دراز. [ دِ ] (اِخ ) بزرگترین جزایر دریای فارس در میانه ٔ جنوب و مغرب بندرعباس ، به مسافت پنج فرسخ کمتر است . درازای آن از قریه ٔ قشم تا قریه ٔ باسعیدو، از بیست ویک فرسخ بیشتر، پهنای آن در بعضی جاها نزدیک به هفت فرسخ باشد. کشت و زرع و نخلستان این جزیره ،...

فرهنگ عمید

بلند؛ کشیده.
⟨ دراز کشیدن: (مصدر لازم) به پشت روی زمین خوابیدن و پاها را درازکردن؛ خوابیدن بر روی زمین یا بستر برای استراحت.

بلند، کشیده.
* دراز کشیدن: (مصدر لازم ) به پشت روی زمین خوابیدن و پاها را درازکردن، خوابیدن بر روی زمین یا بستر برای استراحت.

فرهنگ معین

(دِ ) [ په . ] (ص . ) طولانی ، طویل ، کشیده .

فرهنگ فارسی

کشیده، ضدکوتاه

دانشنامه عمومی

دراز ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:دراز (بستک)دراز (زابل)دراز (بحرین)wiki: بخش میان کنگی شهرستان زابل، استان سیستان و بلوچستان. بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲۳ خانوار و ۱۳۹ نفر است.این روستا در ۲۹ کیلومتری شمال شهر زابل و ۱۲ کیلومتری شمال شرق روستای بزی قرار دارد. روستای دراز در دشت واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا ۴۷۵ متر و آب و هوای آن گرم و خشک استwiki: دراز (روستا) دراز (ز...

گویش اصفهانی

تکیه ای: derâz
طاری: derâz
طامه ای: derâz
طرقی: dörâz
کشه ای: derâz
نطنزی: derâz

مترادف و متضاد

کشیده، ممتد

طولانی، متمادی، مدید

بلندقامت، بلند، دیلاق، سروقامت، طویل ≠ کوتاه

۱. بلندقامت، بلند، دیلاق، سروقامت، طویل
۲. طولانی، متمادی، مدید
۳. کشیده، ممتد ≠ کوتاه

string (اسم)عقد، سیم، زه، رشته، ریسمان، سلسله، نخ، ردیف، قطار، درازtoon (اسم)درازlong (صفت)دیر، ژرف، متوالی، طولانی، بلند، مفصل، مدید، کشیده، طویل، درازlengthy (صفت)طولانی، مفصل، طویل، درازprolix (صف...

واژه نامه بختیاریکا

در طول؛ امتداد
چُک
شِوِر

کلمات مرتبط

  • دِراز
  • دراز سر
  • دراز شدن
  • دراز شدنی
  • دراز شدگی
  • دراز عمر
  • دراز عمری
  • دراز مدت
  • دراز نشو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات