معانی کلمه : دافق
لغت نامه دهخدا
دافق. [ ف ِ ] ( ع ص ) جهنده. ریزنده. ریزنده آب || مأدافق ؛ ای مدفوق ، آب جهیده. ( منتهی الارب ). ریخته شده. || مأدافق کنایه از آب مردست.
فرهنگ عمید
۱. جهنده و ریزنده.
۲. ویژگی آبی که به شدت از جایی بریزد و جاری شود.
۲. ویژگی آبی که به شدت از جایی بریزد و جاری شود.
فرهنگ معین
(فِ ) [ ع . ] (اِفا. ) آب که به شدت از محل ریزد، ریزان .
فرهنگ فارسی
( اسم ) آب که به شدت از محلی ریزد . ریزان ریزاننده .
