کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه داغان-شدن | کلماتور
معانی کلمه : داغان شدن
تلفظ بین المللی :
/dˈɑq1ɑn ʃˈodan/
تلفظ :
[d'Aq1An S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اعصاب کسی خرد یا داغان یا داغون شدن
دست به دامن یا دامان کسی شدن
داغون شدن
شانه داران
داغان
داغان کردن
اعصاب کسی را خرد یا داغان یا داغون کردن
قنات داغ داغان شهرکرد
روزن داران
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
داغان شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) متلاشی شدن. از هم پاشیده شدن. || پراکنده شدن.
فرهنگ فارسی
متلاشی شدن
کلمات مرتبط
اعصاب کسی خرد یا داغان یا داغون شدن
دست به دامن یا دامان کسی شدن
داغون شدن
شانه داران
داغان
داغان کردن
اعصاب کسی را خرد یا داغان یا داغون کردن
قنات داغ داغان شهرکرد
روزن داران
نظرات