[ تر. ] (اِ.) کوه ، جبل .
[ په . ] (اِ.) سوزاندن جایی از بدن حیوان یا برده با آهن تفته و مانند آن .
خصیصه یا نشان یا علامتی که بیماری خاصی را مشخص کند
(گنابادی) ننگ، علامت بردگی یا مالکیت که بر بدن انسان یا حیوان بزنند. || غصۀ مرگ عزیزان، دل شکستگی و درد فراق.
نام مرتعی در آمل
نشان – داغ – نشانه
تکیه ای: dâq
طاری: dâq
طامه ای: dâq
طرقی: dâq
کشه ای: dâq
نطنزی: dâq
اندوه، عزا، غم
علامت، لکه، مهر، نشان، نشانه
حار، سوزان، سوزنده، گرم ≠ سرد
۱. حار، سوزان، سوزنده، گرم
۲. علامت، لکه، مهر، نشان، نشانه
۳. اندوه، عزا، غم ≠ سرد