Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : داد خوانده

تلفظ بین المللی : /dˈɑd xˈɑndeː/ تلفظ :‌ [d'Ad x'Ande:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • داد خواندن
  • داد خواهنده
  • خانه داد
  • دادخوانده
  • مهمان خانه دار
  • خانه دادن
  • زن خانه دار
  • میز کشودار یا خانه دار
  • خانه دار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دادخوانده. [ خوا / خا دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نعت مفعولی از دادخواندن. || در اصطلاح دادگستری ، مدعی علیه. متشاکی. معروض.

فرهنگ فارسی

نعت مفعولی از داد خواندن

کلمات مرتبط

  • داد خواندن
  • داد خواهنده
  • خانه داد
  • دادخوانده
  • مهمان خانه دار
  • خانه دادن
  • زن خانه دار
  • میز کشودار یا خانه دار
  • خانه دار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات