خانه دار. [ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) با کفایت. میانه رو. درست خرج. ( ناظم الاطباء ). مقتصد. کدبانو. کیوانو. چون : رقیه زنی خانه دار است ، یعنی اداره امور خانه خود را بخوبی انجام میدهد. زنی که مواظبت بکارهای خانه خود میکند. || مالک خانه. ( غیاث اللغات ). رب البیت : خانه داران ز جور خانه بران خانه خویش مانده با دگران.نظامی. || خادم خانه. پاسبان خانه. ( غیاث اللغات ). کنایه از ملازم و مقیم در خانه که ...
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] زنی که امور خانه را اداره کرده و در بیرون از خانه کار نمی کند. ۲. [مجاز] ماهر در انجام کارهای خانه(زن ). ۳. صاحب خانه.
فرهنگ معین
( ~. ) (ص مر. ) کسی که به کارهای خانه پردازد، زنی که امور خانه را با نظم و اقتصاد اداره کند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که بکارهای خانه پردازد زنی که امور خانه را با نظم و اقتصاد اداره کند .
دانشنامه عمومی
به خانم یک خانواده که کار بیرون نداشته و شغل اصلی او مدیریت کارهای منزل (خانه داری) باشد، خانه دار می گویند.در سالهای اخیر در ایران تلاشهای زیادی شده زنان خانه دار را بیمه کنند.wiki: جیمز آیووری است. در این فیلم بازیگرانی همچون شاشی کاپور، لیلا نایدو، دورگا کوته، آچالا ساچدف ایفای نقش کرده اند.wiki: خانه دار (فیلم)...
{housekeeper} [گردشگری و جهانگردی] شخصی که مسئولیت نظافت و آراستن اتاق ها و راهروهای مهمان خانه/ هتل را بر عهده دارد {housewife, homemaker} [مطالعات زنان] زنی که شغل اصلی او مراقبت از خانواده است و هیچ گونه مزدی در برابر کاری که در خانه انجام می دهد، نمی گیرد