کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خیس-کردگی | کلماتور
معانی کلمه : خیس کردگی
تلفظ بین المللی :
/xˈis kardˈeɡi/
تلفظ :
[x'is kaRd'egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خیس
خیس خوردن
خیس خوری
خیس عرق شدن
خیس و کثیف شدن
خیس کننده
خیس کردن
خیس بخاردن
خیس بخردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خیس کردگی. [ ک َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) عمل خیس کردن. ( یادداشت مؤلف ). حالت و چگونگی خیس کرده. ترنهادگی.
فرهنگ فارسی
عمل خیس کردن حالت و چگونگی خیس کرده
کلمات مرتبط
خیس
خیس خوردن
خیس خوری
خیس عرق شدن
خیس و کثیف شدن
خیس کننده
خیس کردن
خیس بخاردن
خیس بخردن
نظرات