خیس . [ خ َ ] (اِخ ) از بلوکات جوف غربی است در مصر. (از معجم البلدان ).
خیس . (ص ) آبدار. مرطوب . آب بخود کشیده . (ناظم الاطباء). تر. (یادداشت مؤلف ). || (اِ) ملافه ٔ کرباس کلفت . (ناظم الاطباء).
بیشه یا کُنام شیر.
۱. [مقابلِ خشک] ویژگی کسی یا چیزی که با آب یا مایع دیگر مرطوب شده باشد؛ تر.
۲. (بن مضارعِ خیسیدن) = خیسیدن
تکیه ای: tar / xis
طاری: xis
طامه ای: tar
طرقی: tar
کشه ای: xis
نطنزی: tar
تر، مرطوب، نم، نمناک نمین ≠ خشک