معانی کلمه : خیال اندیش
لغت نامه دهخدا
خیال اندیش. [خ َ / خیا اَ ] ( نف مرکب ) اندیشنده به خیال. آنکه خیال های باطل برای آینده در سر می پروراند :
ای بسا گنج آکنان کنجکاو
کان خیال اندیش را شد ریش گاو.یکی امروز کامران بینی
دیگری را دل از مجاهده ریش
روزکی چند باش تا بخورد
خاک مغز سر خیال اندیش.
ای بسا گنج آکنان کنجکاو
کان خیال اندیش را شد ریش گاو.یکی امروز کامران بینی
دیگری را دل از مجاهده ریش
روزکی چند باش تا بخورد
خاک مغز سر خیال اندیش.
فرهنگ عمید
خیالباف#NAME?
= خیالباف
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه بسیار خیال کند کسی که غالبا بتخیل پردازد .
