کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خون-بر-جبین-مالیدن | کلماتور
معنی کلمه : خون بر جبین مالیدن
تلفظ بین المللی :
/xˈuːn bar dʒˈabin mˈɑlidˌan/
تلفظ :
[x'u:n baR dZ'abin m'Alid,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
خون بر جبین ما
خون بر
خون بر کسی نما
خون بر کسی نماندن
خون بر برف
خون بر خورشید
فساد عضو بر اثر نرسیدن خون
بر خود تحمیل شده
بر روی خود نیاوردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خون بر جبین مالیدن .
[ ب َ ج َ دَ ] (مص مرکب ) آغشتن پیشانی بخون مقتول بوسیله ٔ دادخواهان او. (از آنندراج )
:
نماند از گریه ٔ بسیار در دل آنقدر خونم
که گر خواهم برسم دادخواهان بر جبین مالم .
تجلی (از آنندراج ).
کلمات مرتبط
خون بر جبین ما
خون بر
خون بر کسی نما
خون بر کسی نماندن
خون بر برف
خون بر خورشید
فساد عضو بر اثر نرسیدن خون
بر خود تحمیل شده
بر روی خود نیاوردن
نظرات