کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بر-خود-تحمیل-شده | کلماتور
معنی کلمه : بر خود تحمیل شده
تلفظ بین المللی :
/bar xod tˌahmilʃˈodeː/
تلفظ :
[baR xod t,ahmilS'ode:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بر خود بستن
بر روی خود نیاوردن
بر محور خود گردیدن
بر پشت خود سوار کردن
مستولی بر احساسات خود
زنخ بر خود زدن
تسلط نداشتن بر خود
بر رای خود ماندن
بر موضع خود پا فشاری کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
self-imposed
(صفت)
تصنعی، بر خود تحمیل شده، بخود بسته
کلمات مرتبط
بر خود بستن
بر روی خود نیاوردن
بر محور خود گردیدن
بر پشت خود سوار کردن
مستولی بر احساسات خود
زنخ بر خود زدن
تسلط نداشتن بر خود
بر رای خود ماندن
بر موضع خود پا فشاری کردن
نظرات