کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خون-از-رگ-راندن | کلماتور
معنی کلمه : خون از رگ راندن
تلفظ بین المللی :
/xˈuːn az rˈaɡ rˈɑndan/
تلفظ :
[x'u:n az R'ag R'Andan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
خون از رگ راند
خون از بینی آمدن
خون از بینی ام
خون از پیش برد
خون از پیش بردن
خون از ایات خدا
خون امدن از
خون جاری شدن از
خون گرفتن از
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خون از رگ راندن .
[ اَ رَ دَ ] (مص مرکب ) فصد کردن . خون از رگ بیرون ریختن . رگ زدن . رگ گشادن
:
شاکرم از عزلتی که فاقه و فقر است
فارغم از دولتی که نعمت و نازاست
خون ز رگ آرزو براندم و زین روی
رفت ز من آن بتی کز آتش آز است .
خاقانی .
کلمات مرتبط
خون از رگ راند
خون از بینی آمدن
خون از بینی ام
خون از پیش برد
خون از پیش بردن
خون از ایات خدا
خون امدن از
خون جاری شدن از
خون گرفتن از
نظرات