کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خوش-طینت | کلماتور
معانی کلمه : خوش طینت
تلفظ بین المللی :
/N/A/
تلفظ :
[xoSt'inat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
فربد خوش طینت
خوش طینتی
خوشطینت
خوش
خوش آب وهوا
خوش آهنگ
خوش آواز
خوش اخلاق
خوش اشتها
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خوش طینت. [ خوَش ْ / خُش ْ ن َ ] ( ص مرکب ) نیک نهاد. نیکونهاد. ( یادداشت مؤلف ). خوب سرشت. پاک نهاد.
فرهنگ عمید
نیکوسرشت، خوش خو، خوش خلق.
فرهنگ فارسی
نیک نهاد نیکو نهاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
خوشذات، خوشقلب، خوشنیت، نیکسرشت ≠ بدطینت، بدنیت
honorable (صفت)پسندیده، عالیجناب، سربلند، خوش طینت، محترم، شریف، شرافتمندانه، بزرگوار، شایان تعریف، ابرومند، لایق احترامnoble (صفت)اشرافی، سخاوتمند، نجیب، اصیل، ازاده، خاص، با شکوه، خوش طینت، شریف، خوش ذاتhonourable (صفت)عالیجناب، سربلند، خوش طینت، محترم، شریف، شرافتمندانه، بزرگوار، شایان تعریف، ابرومند، لایق احترامhigh-hearted (صفت)خوش طین...
کلمات مرتبط
فربد خوش طینت
خوش طینتی
خوشطینت
خوش
خوش آب وهوا
خوش آهنگ
خوش آواز
خوش اخلاق
خوش اشتها
نظرات