معانی کلمه : خوش زبان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ویژگی کسی که خوب حرف می زند و با مهربانی سخن می گوید، خوش سخن، شیرین زبان.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که دارای گفتار نیکو و خوش باشد شیرین زبان مقابل بد زبان .
مترادف و متضاد
خوشبیان، خوشکلام، خوشگفتار، شیرینزبان، خوشگو، شیرینبیان، شیرینسخن، شیرینکلام ≠ بدزبان
