کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خورده-کاری | کلماتور
معانی کلمه : خورده کاری
تلفظ بین المللی :
/xˈordeː kˈɑri/
تلفظ :
[x'oRde: k'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
بدرد هر کاری خورنده
خرده کاری
خورد کاری
خوردکاری
خورده
خورده برار
خورده چش
خورده ریز
خورده شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
خورده کاری. [ خوَرْ/ خُرْ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) خرده کاری. کارهای غیرمهم و اندک. اعتراض. || ریزه کاری. || ( اِ ) کاری که ازآن عیب گیرند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
خرده کاری کار های غیر مهم و اندک
واژه نامه بختیاریکا
کُل کاتی ( کُل کاری )
کلمات مرتبط
بدرد هر کاری خورنده
خرده کاری
خورد کاری
خوردکاری
خورده
خورده برار
خورده چش
خورده ریز
خورده شدن
نظرات