Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خوب کلان

تلفظ بین المللی : /xˈuːb kˈalɑn/ تلفظ :‌ [x'u:b k'alAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • از کلانتر محلی خود حمایت کنید
  • خوب
  • خوب انجام شده
  • خوب بودن
  • خوب بکار بردن
  • خوب تثبیت شده
  • خوب جا دادن
  • خوب رنگ گرفتن
  • خوب شرح دادن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خوب کلان. [ ک َ ] ( اِ مرکب ) تخم بارتنگ. ( ناظم الاطباء ). خوب کلا. خاکشی شیرین. خُبّه. اطراطیقوس. حالبی. شفترک. ( یادداشت بخط مؤلف ). در انجمن آرای ناصری آمده : گیاهی است که تخم آنرا خاکشی و شفترک گویند و غیر بارتنگ است ولی در جهانگیری و برهان بمعنی بارتنگ آمده و رشیدی این معنی را نپذیرفته است.

فرهنگ فارسی

تخم بارتنگ خوب کلا

کلمات مرتبط

  • از کلانتر محلی خود حمایت کنید
  • خوب
  • خوب انجام شده
  • خوب بودن
  • خوب بکار بردن
  • خوب تثبیت شده
  • خوب جا دادن
  • خوب رنگ گرفتن
  • خوب شرح دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات