کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خواهر-پدر | کلماتور
معانی کلمه : خواهر پدر
تلفظ بین المللی :
/xˈɑhar pˈedar/
تلفظ :
[x'AhaR p'edaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خواهر پدری
پدرو خاویر گونسالس
حشره خوار درختی پادراز
حشره خوار پادراز
خواهر
خواهر اورستس
خواهر زن
خواهر شوهر
خواهر وار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خواهر پدر. [ خوا / خا هََ رِ پ ِ دَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) عمه. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
خواهر صلبی خواهریکه از طرف پدر با شخص یکی است .
کلمات مرتبط
خواهر پدری
پدرو خاویر گونسالس
حشره خوار درختی پادراز
حشره خوار پادراز
خواهر
خواهر اورستس
خواهر زن
خواهر شوهر
خواهر وار
نظرات