کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خواهر-وار | کلماتور
معانی کلمه : خواهر وار
تلفظ بین المللی :
/xˈɑhar vˈɑr/
تلفظ :
[x'AhaR v'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حشره خوار جنگلی ماه وار
حشره خوار ماه وار
خواهروار
برگ خوارواران
عسل خوارواران
خواهر
خواهر اورستس
خواهر زن
خواهر شوهر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خواهروار. [ خوا / خا هََ رْ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) مثل خواهر. مانند خواهر. شبیه خواهر.
فرهنگ فارسی
مثل خواهر مانند خواهر
مترادف و متضاد
sisterly
(صفت)
خواهرانه، خواهر وار
کلمات مرتبط
حشره خوار جنگلی ماه وار
حشره خوار ماه وار
خواهروار
برگ خوارواران
عسل خوارواران
خواهر
خواهر اورستس
خواهر زن
خواهر شوهر
نظرات