Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خوء

تلفظ بین المللی : /xˈuːʔʔ/ تلفظ :‌ [x'u:??]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • دیر خواب
  • دیو خو ی
  • ذخیره خوارزمشاهی
  • راتب خوار
  • راتبه خوار
  • رایگان خوار
  • رزق خوار
  • رستی خوار
  • رشوت خوار
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

خوء. [ خ َوْءْ ] ( ع مص ) شتاب کردن. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( ازلسان العرب ). منه : خاء بک علینا؛ شتاب کن بسوی ما.

فرهنگ معین

(خُ ) (اِ. ) کفل اسب .

کلمات مرتبط

  • دیر خواب
  • دیو خو ی
  • ذخیره خوارزمشاهی
  • راتب خوار
  • راتبه خوار
  • رایگان خوار
  • رزق خوار
  • رستی خوار
  • رشوت خوار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات