کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دیر-خواب | کلماتور
معانی کلمه : دیر خواب
تلفظ بین المللی :
/dˈir xˈɑb/
تلفظ :
[d'iR x'Ab]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دیر از خواب بلند شدن
پیچش و انقباض عضله در خواب
خواب در اثر تلقین
در حالت خواب مغناطیسی
در حالت خواب و بیدار
در خواب راه رونده
راه رفتن در خواب
کسی که در خواب راه میرود
مخمل خواب دار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دیرخواب. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) که دیر بخوابد. که شب زنده دار باشد :
دیرخواب و زودخیز و تیزسیر و دوربین
خوش عنان وکش خرام و پاکزاد و نیکخوی.
منوچهری.
فرهنگ فارسی
که دیر بخوابد .
کلمات مرتبط
دیر از خواب بلند شدن
پیچش و انقباض عضله در خواب
خواب در اثر تلقین
در حالت خواب مغناطیسی
در حالت خواب و بیدار
در خواب راه رونده
راه رفتن در خواب
کسی که در خواب راه میرود
مخمل خواب دار
نظرات