معانی کلمه : خنثی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) کسی که نه مرد باشد نه زن و آلت مردی و زنی هر دو را داشته باشد که به واسطۀ آن مرد یا زن بودنش معلوم نباشد.
۲. غیرمؤثر، بی اثر: تلاش خنثی، زندگی خنثی.
۲. غیرمؤثر، بی اثر: تلاش خنثی، زندگی خنثی.
فرهنگ معین
(خُ ثا ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - کسی است که نه مرد باشد نه زن . ۲ - بی فایده ، بیهوده .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - کسی است که نه مرد باشد و نه زن آنکه دارای آلت مردی و زنی هر دو باشد نر ماده . ۲ - بیفایده بیهوده .
دانشنامه عمومی
(پهلوی) خَنزَک.
مترادف و متضاد
خواجه
بیاثر، بیخاصیت، غیرفعال
دوجنسی، نهمردونهزن، بیجنس
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
بی سو، امرد
واژه نامه بختیاریکا
نه نر نه ما
