معنی کلمه : خم ابرو ترش شد
لغت نامه دهخدا
خم ابرو ترش شدن. [ خ َ م ِ اَ ت ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ابرو ترش شدن. ( آنندراج ). اخم کردن. ابرو برهم افکندن :
حیف آیدم که آن خم ابرو ترش شود
بهر نظارگی تو ضبط نگاه بس.
حیف آیدم که آن خم ابرو ترش شود
بهر نظارگی تو ضبط نگاه بس.
