Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خطا رفتن

تلفظ بین المللی : /xatˈɑ rˈaftan/ تلفظ :‌ [xat'A R'aftan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • رفتنش با خودشه امدنش با خدا
  • خطا
  • خطا ناپذیر
  • خطا کردن
  • خطا آمدن
  • خطا امدن
  • خطا بخشی
  • خطا جستن
  • خطا شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خطا رفتن. [ خ َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) به اشتباه رفتن. بسهو رفتن : سکندر بحیوان خطا می رودمن اینجا سکندر کجا می رود.نظامی.ما چون نشانه پای بگل در بمانده ایم خصم آن حریف نیست که تیرش خطا رود.سعدی ( طیبات ). || گناه سر زدن : نه کورم ولیکن خطا رفت کارندانستم از من گنه در گذار.سعدی ( بوستان )....

فرهنگ فارسی

باشتباه رفتن بسهو رفتن

مترادف و متضاد

اشتباه شدن

به هدف‌نخوردن، به هدف نرسیدن

۱. به هدفنخوردن، به هدف نرسیدن
۲. اشتباه شدن


کلمات مرتبط

  • رفتنش با خودشه امدنش با خدا
  • خطا
  • خطا ناپذیر
  • خطا کردن
  • خطا آمدن
  • خطا امدن
  • خطا بخشی
  • خطا جستن
  • خطا شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات