Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خطا

تلفظ بین المللی : /xatˈɑ/ تلفظ :‌ [xat'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • خطا رفتن
  • خطا ناپذیر
  • خطا کردن
  • خطا آمدن
  • خطا امدن
  • خطا بخشی
  • خطا جستن
  • خطا شدن
  • خطا شوی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

خطا. [ خ ُ ] (اِخ ) نام جائیست در بین کوفه و شام . (معجم البلدان ).

خطا. [ خ ِ ] (اِخ ) نام یک کوه و یا یک زمینی است در سراة. (از معجم البلدان ).

خطا. [ خ ُ ] (ع اِ) ج ِ خُطوَة و خَطوَة. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).

خطا. [ خ َ ] (اِخ )...

فرهنگ عمید

۱. سهو، اشتباه.
۲. (صفت ) [مقابلِ صواب] نادرست.
۳. (اسم ) گناه.
۴. (ورزش ) در یک رشتۀ ورزشی، هر عمل خلاف مقررات.

دانشنامه آزاد فارسی

خطا (رایانه). خطا (رایانه)(error)وضعیتی که منطبق با وضعیت واقعی و مشخص و مورد انتظار کاربر نباشد. در رایانه خطا موقعی بروز می نماید که یک رویداد، آن چنان که مورد انتظار است به وقوع نپیوندد. در زمینه ارتباطات داده ها، خطا موقعی بروز می کند که اختلافی میان داده های ارسال شده و دریافت شده وجود داشته باشد.wikijoo: خطا_(رایانه) خطا (ریاضیات). خطا (ریاضیات)(error)در ریاضیات، مقدار نادرستی حاصل از اند...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - گناهی غیر عمدی . ۲ - سهو اشتباه نادرست .
ناراست نقیض صواب

دانشنامه عمومی

خطا (به انگلیسی: error) در علم و زندگی روزمره می تواند معانی متفاوتی داشته باشد و بسته به موضوع مورد نظر بیان کنندهٔ پیامدهایی است که مدنظر فاعل آن فعل نبوده است.خطاکردن راه: گم کردن راهخطاگفتن: ناصواب گشتن، اشتباه گفتن، نادرست گفتنخطای باصره: خطایی که در دیدن حاصل می شودبی خطا: بی گناهقتلِ خطا: قتلی که از روی عمد، قصد و اراده صورت نگرفته باشد.خطا در ادبیات فارسی به معنای سهو و اشتباه، نقیضِ صواب ...

مترادف و متضاد

خبط، لغزش، زلت

اشتباه، سهو، غلط

نادرست، ناصواب، سقیم

اسم ≠ صحیح، درست، صواب

۱. اشتباه، سهو، غلط
۲. خبط، لغزش، زلت
۳. نادرست، ناصواب، سقیم ≠ صحیح، درست، صواب
۴. جرم، تقصیر، قصور ≠ صواب
۵. معصیت، خطیئه، ذنب، اثم، گناه
۶. فول، خلاف

slip (اسم)گمراهی، باریکه، اشتباه، روکش، سهو، خطا، اولاد، ستون، نسل، لغزش، قلمه، زیر پیراهنی، خطابه خواندن، نهال...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] خطا در دو معنا استعمال شده است. از احکام خطا در بابهای بسیاری نظیر اجتهاد و تقلید، طهارت، صلات، صوم، حج، صید و ذباحه، قضاء، شهادات و دیات سخن گفته‏اند.۱-ارتکاب عملی بدون قصد۲-گناه.تفاوت خطا به معنای نخست با سهو، فراموشی و غفلتتفاوت خطا به معنای نخست با سهو، فراموشی و غفلت در این است که متعلّق خطا فعل خارجی است؛ در حالی که سهو و مانند آن به نفس آدمی تعلّق می‏گیرد.البته سهو، نسیان و غفلت ...

فرهنگ فارسی ساره

نادرست

فرهنگستان زبان و ادب

{error} [مهندسی نقشه برداری] اختـلاف میـان مقدار مشـاهده شده یا محـاسبه شدۀ یک کـمیت با مقدار واقـعی یا پذیرفته شدۀ آن
{foul} [ورزش] نقض قوانین که به اعطای فرصت هایی مانند ضربۀ آزاد مستقیم به تیم حریف منجر می شود

کلمات مرتبط

  • خطا رفتن
  • خطا ناپذیر
  • خطا کردن
  • خطا آمدن
  • خطا امدن
  • خطا بخشی
  • خطا جستن
  • خطا شدن
  • خطا شوی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات