خش . [ خ َ ] (اِخ )نام قریه ای است به اسفراین . (یادداشت بخط مؤلف ).
خش . [ خ ُش ش ] (ع اِ) پشته ٔ ریگ . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
(خَ) (اِ.) = خاشه : ریزه ، خاشه .
(خَ) (اِ.) 1 - مادرزن . 2 - مادرشوهر.
خوب، مناسب
(خَش) خوش - خوب - پسندیده - مورد پسند
این کلمه به لهجۀ یزدی است و به زبان فارسی یعنی خوب
بوسه
شوهر خواهر – شوهر دختر
خط روی شیشه یا هر چیز دیگر
۱فامیل – قوم ۲شوهر دختر ۳شوهر خواهر