Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خر رباب

تلفظ بین المللی : /xˈar rˈobɑb/ تلفظ :‌ [x'aR R'obAb]
لغت نامه دهخدا
  • خرابآباد
  • خرابابه
  • خر
  • خر خر کردن
  • خر شدن
  • خر ماده
  • خر نر
  • خر تو خر
  • خر دجال
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خر رباب. [ خ َ رِ رُ ]( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) آن آلت چوبین که بر کاسه رباب و امثال آن بود و تارها بر آن کشند :
نشاند عدل تو بر گاو زهره را چون دید
که می نشد نفسی از خر رباب جدا.
سپاهانی ( از شرفنامه منیری ).
بچارمیخ بلا چون خر ربابم اسیر
ز زخمها که ازاین چرخ پرده در داریم.
؟ ( از شرفنامه منیری ).

کلمات مرتبط

  • خرابآباد
  • خرابابه
  • خر
  • خر خر کردن
  • خر شدن
  • خر ماده
  • خر نر
  • خر تو خر
  • خر دجال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات