کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : خریدارجوی
تلفظ بین المللی :
/xˌaridɑrdʒˈuje/
تلفظ :
[x,aRidARdZ'uje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
خریدار جوی
خریداری شده
خریداری و ازاد سازی
خریداری کردن
غیر قابل خریداری
خریداری
خریدارگیر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خریدارجوی .
[ خ َ ] (نف مرکب ) فروشنده . طالب خریدار. خریداریاب . خریدارطلب
:
هم از گوهر و رنگ و روی
فروشنده ام هم خریدارجوی .
فردوسی .
فروشنده ام هم خریدارجوی
فزاید مرا نزد کرم آبروی .
فردوسی .
کلمات مرتبط
خریدار جوی
خریداری شده
خریداری و ازاد سازی
خریداری کردن
غیر قابل خریداری
خریداری
خریدارگیر
نظرات